![]() |
![]() |
|
| عالم بی خبری طرفه بهشتی بوده است/حیف و صد حیف که ما دیر خبردار شدیم |
|
هزاران دیده می خواهم پر از اشک که در روز وداعت کارم آید هزاران دیده هم باور ندارم که یارد در غمت غمخوارم آید نه داغ دوریت در وهم گنجد نه یارایی به رفتن یارم آید خدایا باغبان را گو که لختی برای دیدن گلزارم آید اگر گل را نمی گیرد در آغوش پی برچیدن از گل خارم آید منم آن شاهد زخمی که تا شام سوار نیزه ها دلدارم آید در این دنیای وانفسا تو گویی نشان مصطفی زُنّارم آید
بچه هیئتی ( شام غریبان ۸۶ ) |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 19:59 توسط بچه ی اف سون |
|
|
سینه چاک حیرتم اما نمی دانم چرا سال ها بی غیرتم اما نمی دانم چرا بر فراز نیزه می چرخند سرها در ملا من مقیم خلوتم اما نمی دانم چرا عاشق ذکر حسینم واله ی بزم یزید پایمال شهوتم اما نمی دانم چرا سر به زیرم خاکسارم بر لبم ذکر دعا مست یک جو شهرتم اما نمی دانم چرا ملک ری را می پسندم از بنی هاشم چه باک در هوای قدرتم اما نمی دانم چرا شاهد یک قتلگاهم شاهد یک تل قیام شاهدی بی غیرتم اما نمی دانم چرا !
بچه هیئتی ( شب عاشورای ۸۶ ) |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 0:50 توسط بچه ی اف سون |
|
|
در فضای سینه ها گویی کمی احساس نیست گلشن خار و خس است اینجا شمیم یاس نیست گر چه می خوانند مردم روضه ی قطع یمین ذکر حاجت خواهی است این روضه ی عباس نیست چشم ها پر اشک و دامن ها تر و دل ها کباب ذکر محبوب خدا در خورد هر خناس نیست سینه سوزان آمدیم و سینه سوزان می رویم چاره ای جز " قل اعوذ " ما " برب الناس " نیست مجلس عشق است اینجا تیغ ها آهیخته روی هر نازک تنی شایسته ی آماس نیست هر که می گوید " انا الحق " دار می باید زدن هر علمداری علمدار حسین عباس نیست
بچه هیئتی ( شب تاسوعای ۸۶ ) |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 1:6 توسط بچه ی اف سون |
|
|
روزی که در جام شفق مل کرد خورشید بر خشک چوب نیزه ها گل کرد خورشید
شید و شفق را چون صدف در آب دیدم خورشید را بر نیزه گوئی خواب دیدم
خورشید را بر نیزه؟ آری اینچنین است خورشید را بر نیزه دیدن سهمگین است
برصخره از سیب زنخ برمی توان دید خورشید را بر نیزه کمتر می توان دید
در جام من می پیش تر کن ساقی امشب با من مدارا بیشتر کن ساقی امشب
بر آبخورد آخر مقدَّم تشنگانند می ده حریفانم صبوری می توانند
این تازه رویان کهنه رندان زمینند با ناشکیبایان صبوری را قرینند
من صحبت شب تا سحوری کی توانم من زخم دارم من صبوری کی توانم
تسکین ظلمت شهر کوران را مبارک ساقی سلامت این صبوران را مبارک
من زخمهای کهنه دارم بی شکیبم من گرچه اینجا آشیان دارم غریبم
من با صبوری کینه دیرینه دارم من زخم داغ آدم اندرسینه دارم
من زخمدار تیغ قابیلم برادر میراث خوار رنج هابیلم برادر
یوسف مرا فرزند مادر بود در چاه یحیی! مرا یحیی برادر بود در چاه
از نیل با موسی بیابانگرد بودم بر دار با عیسی شریک درد بودم
من با محمد از یتیمی عهد کردم با عاشقی میثاق خون در مهد کردم
بر ثور شب با عنکبوتان می تنیدم در چاه کوفه وای حیدر می شنیدم
بر ریگ صحرا با اباذر پویه کردم عمار وَش چون ابر و دریا مویه کردم
تاوان مستی همچو اشتر باز راندم با میثم از معراج دار آواز خواندم
من تلخی صبر خدا در جام دارم صفرای رنج مجتبی در کام دارم
من زخم خوردم صبر کردم دیر کردم من با حسین از کربلا شبگیر کردم
آن روز در جام شفق مل کرد خورشید بر خشک چوب نیزه ها گل کرد خورشید
فریادهای خسته سر بر اوج میزد وادی به وادی خون پاکان موج میزد
بی درد مردم ما خدا، بی درد مردم نامرد مردم ما خدا، نامرد مردم
از پا حسین افتاد و ما برپای بودیم زینب اسیری رفت و ما بر جای بودیم
از دست ما بر ریگ صحرا نطع کردند دست علمدار خدا را قطع کردند
نوباوه گان مصطفی را سربریدند مرغان بستان خدا را سربریدند
دربر گریز باغ زهرا برگ کردیم زنجیر خائیدیم و صبر مرگ کردیم چون بیوه گان ننگ سلامت ماند برما تاوان این خون تا قیامت ماند برما
استاد علی معلم دامغانی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 16:8 توسط بچه ی اف سون |
|
|
همونطور که تو پست فبلی قول داده بودم میخوام در مورد مایع بودن جیوه کمی با هم صحبت کنیم . گفتم که دلیل مایع بودن جیوه هم میتونه خیلی ساده و مختصر بیان بشه هم خیلی پیچیده . من سعی می کنم یه چیزی بین اونها باشه تا نه چندان مشکل و دست نیافتنی باشه و نه چندان آبکی و غیر علمی . جیوه در دمای اتاق مایع است زیرا " انقباض نسبیتی " اربیتال های اتمی آن باعث می شود الکترون های لایه ی آخر ( 6s2) آن به هسته نزدیک تر شده و بار مؤثر بیشتری را احساس کنند . در نتیجه از نظر شیمیایی تقریبا همانند یک گاز نجیب رفتار کرده و علاقه ای به شرکت دادن الکترون هایش در پیوند با سایر اتم ها ، حتی اتم های جیوه ی دیگر ، نداشته باشد ! جالب است بدانید جیوه در فاز گازی ، همانند یک گاز بی اثر ، تک اتمی است .اما به هر حال نباید در این مسئله اغراق کرد زیرا جیوه نه گاز است و نه کاملا بی اثر . در جیوه آنقدر بر همکنش بین الکترون های بیرونی وجود دارد که آن را مایع نگه دارد ( رادون که amu ۲۲ سنگین تر است ، گاز است ) ، الکتریسیته را هدایت کند و در واکنش های شیمیایی معمولی شرکت کند . " اثرات نسبیتی " در واقع بیان کننده ی این هستند که نباید سرعت هایی بیش از سرعت نور را انتظار داشت . هیچ چیز ( حتی الکترونی در یک اتم ) نمی تواند سرعتی بیش از سرعت نور داشته باشد ، و الکترون های داخلی اتم ها مخصوصا در اتم های سنگین تر نظیر جیوه و طلا با سرعتی برابر کسری از سرعت نور حرکت می کنند . اینشتین در تئوری نسبیت خاص خود در 1905 این موضوع را مطرح کرد که جرم هر شیئ متحرک با افزایش سرعت آن افزایش می یابد : mrel = mrest / v/c ( البته مخرج کسر باید زیر رادیکال باشه که نشد تایپش کنم ) که در آن mrel جرم نسبیتی ، mrest جرم حالت ساکن ، v سرعت ذره و c سرعت نور است . طبق محاسبات بور سرعت الکترون 1s اتم هیدروژن در حالت پایه هنگام چرخش در شعاع بور ( 0/53 A ) برابر 1/137 سرعت نور است . این سرعت آنقدر کم است که جرم نسبیتی فقط 00003/1 برابر جرم در حال سکون بوده و قابل صرف نظر کردن است . اما سرعت شعاعی متوسط پیش بینی شده برای الکترون 1s در اتم های سنگین تر از هیدروژن برابر است با : < v > = ( z/137) c برای Hg این سرعت برابر با : (۸۰/137) c = 0.58 c یا 58 درصد سرعت نور به دست آمده و از آنجا mrel برابر 1/23 mrest می شود .به عبارت دیگر شعاع بور حدود 23 درصد کوچک می گردد . بنابراین اربیتال 1s در جیوه خیلی زیاد منقبض می شود و چون تمام اربیتال ها باید نسبت به هم ارتوگونال باشند ، یک انقباض شدید به طور تقریبا مساوی برای تمام اربیتال های 5s,۴s,۳s,۲s و6s به وجود می آید که به آن " انقباض نسبیتی " می گویند . این مسئله باعث می شود که الکترون های 6s به هسته نزدیک تر شده و بار مؤثر بیشتری را احساس کنند و البته در این بین اثر پوششی بسیار ضعیف اربیتال های f هم نقش تعیین کننده ای دارند .
تاثیر اثر پوششی ضعیف الکترون های d و f روی انرژی های نخستین یونش روی ، کادمیم و جیوه . انرژی های دومین یونش هم از همین الگو تبعیت می کنند . دقیقا همین امر باعث می شود که حالت اکسایش معمولی تالیم 1+ و سرب 2+ باشد ، در حالی که بور و کربن به ترتیب دارای حالت های اکسایش 3+ و 4+ هستند . توجه داشته باشید که در گروه 12 ( Hg,Cd,Zn ) آخرین لایه ی d درونی کاملا پر است ، اما در جیوه ، هم به خاطر انقباض شدید اربیتال 6s و هم اثر پوششی ضعیف اربیتال های 4f که در دو عنصر دیگر وجود ندارد ، واکنش پذیری شیمیایی بسیار کمتر بوده و لذا الکترون های ظرفیت تمایل بسیار کمتری برای شرکت در پیوند فلزی بین اتم های جیوه از خود نشان می دهند . و بدین خاطر جیوه مایع و در حالت گازی تک اتمی است . شاهدی که می توان برای پایداری آرایش 6s2 جیوه آورد رفتار عناصر کناری جیوه است . طلا ( چون یک الکترون کمتر از جیوه دارد ) و تالیم ( چون یک الکترون بیشتر از جیوه دارد ) نقطه ی ذوبی همانند جیوه (7/38- درجه سلسیوس) ندارند اما تمایل زیادی به کسب آرایش الکترونی همانند جیوه دارند زیرا : 1 ) همان طور که گفته شد حالت اکسایش پایدار تالیم به جای 3+ ، که بور و آلومینیم نشان می دهند ، 1+ است . 2 ) طلا زرد رنگ است زیرا برای ارتقای الکترون از لایه ی 5d به 6s انرژی کمی لازم است و همچنین الکترونخواهی طلا ، بعد از عناصر الکترونگاتیو، بیشترین مقدار(kj/mol ۲۲۳- ) بوده و حتی بیشتر از گوگرد و تقریبا برابر ید است . امیدوارم همین مقدار بحث برای جا افتادن مطلب کافی باشد . و یا حد اقل جرقه ای شود برای تحقیق بیشتر شما و رسیدن به جواب قانع کننده ای که این معمای همیشگی را برای شما حل کند . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 19:11 توسط بچه ی اف سون |
|
|
در زمانی که به فرزانه دلان مأمن و راحت جان ویرانه است عاقل آن است که دیوانه شود هر که دیوانه نشد دیوانه است ! بچه هیئتی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 16:39 توسط بچه ی اف سون |
|
|
جيوه (Hg) تنها فلزی است که در دمای اتاق مایع است .ظاهر آن شبه سرب است اما به شکل مایع آن و می توان آن را در دست گرفت ( اما این کار را نکنید چون سمی است ) . چگالی جیوه بسیار بالاست ( g/cm3 ۱۳/۶ ( در واقع آن قدر بالا که اشیایی نظیر توپ ، آجر و قطعات سربی یا آهنی روی آن شناور می شوند . اما طلا اینگونه نیست زیرا طلا در جیوه همانند شکر در چای رفتار می کند . جیوه جذب آهنربا نمی شود و لذا اگر روی فرش یا کف پوش بریزد نمی توان به راحتی آن را برطرف کرد . بخار جیوه دارای تشعشع روشن زیبایی است اما مشکلات تنفسی شدیدی به دنبال دارد . سطح بسیار بازتابنده ی جیوه ، که سابقا به آن نقره ی چابک هم می گفتند ، آن را ماده ی اولیه ی ساخت آیینه نموده است و البته در ساختن دماسنج ها ، فشارسنج ها و وسایل الکتریکی هم کاربرد دارد .اما مشکل اصلی آن ماهیت سمی و تجمعی آن است . جیوه در شکل فلزی خالص آن تقریبا بی اثر بوده و لذا کشنده نیست اما در ترکیباتی نظیر کلرید جیوه (II) ماده ای با علامت جمجمه و دو استخوان ( علامت مرگ ) است !
با این که جیوه مایع است اما خیس کننده نیست ! زیرا دارای ضریب کشش سطحی منفی است ، بدین معنی که در لوله های مویین بر خلاف آب به صورت محدب یا برآمده قرار می گیرد و یا به عبارت دیگر این ماده هیچ گاه به درون مواد جذب نشده و بر عکس همانند جدا شدن آب از بدن اردک از روی مواد می ریزد . اگر احیانا جیوه از دستتان به زمین ریخت یکی از راههای حذف کامل آن منجمد کردنش با یخ خشک و سپس برداشتن آن با انبر است ( و البته شما راههای دیگری هم می شناسید . نه ؟ ) این راه پاکیزه و مطمئنی است که یکی از کسانی که زیاد با جیوه سر و کار داشته عنوان کرده است . اما از همه ی این مسائل که بگذریم هر گاه اسم جیوه به میان می آید تنها یک سوال به ذهن متبادر می شود : چرا جیوه مایع است ؟ پاسخ این سوال هم می تواند ساده باشد ، زیرا می توان آن را در چند جمله خلاصه کرد ، و هم پیچیده زیرا برخی از مفاهیم باید توضیح داده شوند و نیاز به فهم نسبتا دقیقی از فیزیک مدرن و شیمی دارد ، که انشاءالله در پست بعدی راجع بهش بحث می کنیم . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 14:2 توسط بچه ی اف سون |
|
|
توشه ای هیچ نماند
و در این راه غریب ز سکوت دل من پرده برداشته اند کاج هم سر به هوا عزت خویش به رخ می کشدم پای در گل شده ام دست بر دل به فراسوی زمان می نگرم و در آیینه ی چشم هیچ رنگی ز صمیمیت نیست غربت درد مرا کاش می شد به سکوتی بفشرد کاش می شد که یکی از در صبح قصه ی گم شده ام را می خواند .
بچه هیئتی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 13:52 توسط بچه ی اف سون |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 20:16 توسط بچه ی اف سون |
|
|
سلام همونطور که قبلا گفتم زیارت پر فیض ناحیه مقدسه چنانچه از اسمش پیداست از ناحیه ی مقدسه ی امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) صادر شده و دارای مضامین بسیار بلند و عالیه که هر کی یه بار بخوندش دیگه ول کنش نیست . تو این اولین مطلبی که بناست در مورد این زیارت با حال بنویسم می خوام یه آمار از کل جمله های زیارت و موضوعات اونها بدم چون در نوع خودش جالبه . میدونید این زیارت جون میده برای کسانی که می خوان علاوه بر ذکر مصیبت سید الشهدا ( ع ) با شخصیت و ابعاد وجودی اون حضرت آشنا بشن چون همونطور که خواهید دید بیشترین تعداد جملاتش در وصف حالات و خصوصیات امامه و این یعنی شناختن امام و معرفت اون از گریه کردن بر مصائبش افضل است . و وقتی این مطلب ارزشمندتر میشه که بدونی این توصیفات رو یه آدم معمولی نکرده بلکه از زبان یک معصوم در مورد یک معصوم دیگه بیان شده . فعلا آمار رو داشته باش :
توجه کردید ؟ البته بعضی از جملات شاید انتخاب موضوع براشون مشکل باشه ولی در مجموع این طوریه . صفاتی از امام تو این زیارت می خونیم که شاید تا حالا در مورد هیچ کس به گوشمون نخورده باشه ! عالی عالی عالی ! مثلا : تحوط الهدی و تنصره و تبسط العدل و تنشره و تنصر الدین و تظهره و تکف العابث و تزجره و تاخذ للدنی من الشریف و تساوی فی الحکم بین القوی و الضعیف کنت ربیع الایتام و عصمة الانام و ... خوب تا اینجا رو داشته باش تا فردا . انشاء الله . |
||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 19:9 توسط بچه ی اف سون |
|
|
سلام
دیدم حیفه این وبلاگ از پاکستان پشتیبانی بشه و توش اطلاعاتی در مورد این کشور نباشه . لذا اگر می خواهید اطلاعاتی خیلی اجمالی در مورد این کشور و مخصوصا نظام آموزشی اش داشته باشید لینک زیر را فشار دهید :
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 22:25 توسط بچه ی اف سون |
|
|
« دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما » چیست تدبیر ای حریفان جز که خون پالا شویم همچو میثم تا غرور آباد غم بالا شویم مرشد ما آبرو را در کف خمّار داد چون علی درد دلش را بر دل عمّار داد نیست روزی کز هجوم فتنه در او نیست راز گوش زهرایی نمانده ست ار نه می گوییم باز سینه دف شد در عزاداریّ و تنبوری نبود هر چه گشتیم ای علی زهرات را گوری نبود سیر می کردیم عمری در میان ذهن و عین تا رسیدیم عاقبت در زینبستان حسین فتح این منزل بدون تشنگی بردن نبود بر جگرسوزی حریفی از حسن احسن نبود فتح این منزل نمیدانی چه دردی داشته است طاقت آن زهر زهرایی چه مردی داشته است با تو این اسرار گفتن بر صلاح کار نیست هر دلاویزی کمند طرّه ی دلدار نیست سرّ این اسرار گفتن با سکینه ماندن است هجرت خون بعد عمری در مدینه ماندن است ور نه هر ناشسته رویی را بدین جا بار نیست یار ما با هر نوافل خوان پیری یار نیست سرّ این اسرار گویی سالها خون خوردن است کاروان شام را از مکّه بیرون بردن است با تو این اسرار گفتن در بیابان منعمی است کشتی پر مایه بردن با نسیم موسمی است گر چه می دانم که مستی ، مست یک شعر تری گر چه می دانم به یاد بضعه ی پیغمبری گر چه در دل سوز داری بر جگر داغ فراق گر چه خون دیده کردی خونبهای اشتیاق لیکن این آتش فشانی همچو مقتل خواندن است زندگی را چون حیات فاطمه سوزاندن است هر کسی را تاب این آتش نباشد هوش دار پند نغزی گفتمت پیوسته اش در گوش دار تاب این آتش ندارد جز دل سرگشته ای چون علی اصغر در آغوش پدر برگشته ای این هیاهویی که بینی صورت است و نیست بیش نیست معنی هر که را چون مار می پیچد به خویش این هیاهو بستن دست است در شوریدگی این شهادت خواندن مرگ است بر یک زندگی بی هیاهو کار دل را پیش بردن بهتر است با وجود صد هوس در خویش مردن بهتر است مرده ام من لیک چشمم ، چشم بازی می کند مژّه ام از مژّه ای افسانه سازی می کند این زبان می چرخد امّا بر زبان حال نیست با نکیر و منکرم اندیشه ی اعمال نیست سینه می سوزاندم در آتشی افروخته این منم بر باره با زین و یراقی سوخته من بدین دلبستگی ها بسته ام تشویش دار وعده ی « لا تقنطوا » حقّ است لیک اندیش دار حرف ما لاف خدایی دارد ای جان هوش باش در میان این هیاهو لحظه ای خاموش باش ******* ای خوشا تخت امارت باشد امّا بر سکوت ای خوشا درماندگیّ و زاری ، امّا در قنوت ای خوشا آواره گشتن لیک در گیسوی یار ای خوشا مشق جنون با قامت دلجوی یار گوش هوشت گر نباشد گوش دل را باز کن گفت و گوی دیده و آیینه را آغاز کن این سرآغاز شهود است ای پسر آگاه باش شاهد معراج یوسف از میان چاه باش یک جهان در بین چاه است و کسی آگاه نیست هیچ کس واقف بر اسرار حریم الله نیست دیده را چون باز کردی جز حقایق منگری عالمی گل هست امّا جز شقایق منگری دیده را هم چون شقایق سینه ای افروخته است در میان سینه هم از داغ غیرت سوخته است تا لهیب نفس می سوزاندش بر حال نیست دیده پر خون است جانا در خیال خال نیست پرده ی این دیده جز با نخوتت دمساز نیست معرفت را جز ز خود بیگانگی ها راز نیست جان بی پروای من پروای بی خویشی مکن در چنین هنگامه هایی راحت اندیشی مکن سخت روزی باشد امروزت که بختی یار نیست یا که بختی هست و از بخت بدت بیدار نیست یال و کوپالت بنازم گر چه بی بال و پری همّتی باید که بینی طاق نیلی را سری همّتی باید که گردون طاق ابرویت شود یک جهان حسرت شمار پیچش مویت شود ای به مردی ناز شمشیرت چو شکّر در کلام ای بنازم ناز شمشیرت که شیری والسّلام . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 21:57 توسط بچه ی اف سون |
|
|
السلام علیک یا مولای یا ابا عبدالله الحسین وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار باز محرمی دیگر رسید و دل دلسوختگان حرارتی داشت ، شرری گرفت ، سوخت و مشام جانها را ، چون عود که بسوزد ، معطر کرد .یادش به خیر کوچه پس کوچه های بچگی هامان که با چه شوری به پیشواز این ماه و مسافران سر به نیزه اش می رفتیم ! آذین می بستیم ، چراغان می کردیم ، پیراهن های تمیز و اتو کشیده می پوشیدیم و ... ولی همه مشکی و همه پر احساس و ... چه بویی می داد محرم ! اما الان تو دهلیز های تنگ و تاریک عالم قرن بیست و یکمی ...ولش کن . عکس بالا پوستر مراسم قرائت زیارت ناحیه مقدسه است که امسال هم مثل ۷ سال گذشته به همت بر وبچه های هیئت آل یاسین ( ع ) در شهر قم بر پا میشه و چه باحال و با شکوه ! امسال سال دومیه که من توفیق ندارم تو مجلس باشم چون گفتم که تو اسلام آبادم ولی پارسال به لطف یکی از بچه ها هر روز در جریان مراسم قرار می گرفتم اونم تصویری ! امسال هم قول داده رو وبلاگ خودش گزارش مراسم رو بده . البته ما پارسال به لطف بچه های هیئت که ۷۰ تا کتاب زیارت رو برام پست کردن این مراسم رو اینجا هم برگزار کردیم ولی مسجد الوندیه ی قم یه چیز دیگه ایه !!! گفتم یه کاری کنم منم از قافله ی رفقا که افتخار نوکری مجلس آقا رو دارن عقب نیفتم . برای همین تصمیم گرفتم اگه توفیق پیدا شد هر روز یکی دو فراز از این زیارت عالی که بنا به اسناد متقن از سوی ولی عصر ( عج ) در وصف و رثای جد شهیدش وارد شده رو بیارم و باب یه بحث رو باز کنم . از کجا معلوم شاید به یه دردی خورد . خوب فعلا بسه تا فردا . خیلی التماس دعا داریم . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 19:32 توسط بچه ی اف سون |
|
شاعر : بچه هیئتی |
||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 21:16 توسط بچه ی اف سون |
|
|
سلام عکس خنده داری که می بینید قصه ای داره . چن وقت پیش با چن تا از همکارا رفته بودیم موزه ی تکسیلا نزدیک اسلام آباد پاکستان ( چون حدود دو سالی میشه که اینجام ) این عکسو با دوربین خودم گرفتم . حالا معلوم نیست کدومشون این بلا رو سرش آورده برام میل زده ! گفتم شمام ببینید بد نیست ! اگه گفتید من کدومام ؟!!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 20:56 توسط بچه ی اف سون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من یه شیمیست آماتورم که عشق ادبیاتم و عشق صد تا چیز دیگه . اونقدرها مومن نیستم ولی بی دینی هم نمی کنم !
به قول اون شاعر ناز کاشی ! : خرده هوشی دارم سر سوزن ذوقی الانم حدود 30ماهه که اومدم اسلام آباد پاکستان و معلوم نیست تا کی اینجا باشم و کی از اینجا بیام !!! به هر حال گفتم این وبلاگ یه بهونه باشه برا دلنوشته هام ، چهار تا مطلب علمی ، دو تا دعوای فلسفی و … |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
اجتماعی علمی دلی همین که هست |
| نوشته های پیشین |
|
انتخوابات ! تسلیت به بهانه ی هفته ی معلم هارپ حالت های پنجم و ششم ماده پلاسما ساختمان لامپ اشعه ایکس چاکریم آبجی ! چگونه آتشفشان بسازیم ؟ دو نرم افزار شیمی |
|
RSS
|