![]() |
![]() |
|
| عالم بی خبری طرفه بهشتی بوده است/حیف و صد حیف که ما دیر خبردار شدیم |
|
هر شب بسان بچه ای با خلوتم سر می کنم می خندم و می گریم و صد کار دیگر می کنم گاهی میان مسجدم گاهی میان میکده یک چند غرق سجده ام گه میل ساغر می کنم می رقصم از بی خویشیم می نالم از تنهاییم گاهی دو چشم خویش با دریا برابر می کنم گاه وزیدن های غم با دست خونین دلم در بوستان سینه ام صد لاله پرپر می کنم من عاشقی دیوانه ام یا عاقلی فرزانه ام ؟ آخر چرا این درس ها مستانه از بر می کنم ارزان خریدی مهر من آسان بریدی دل ز من من درد دل های گران با ماه و اختر می کنم با سنگی از نفرین دل من طالب رمی توام گویی که آهنگ منا از سوی مشعر می کنم بچه هیئتی ۲۶/۹/۸۷
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 20:2 توسط بچه ی اف سون |
|
|
سلام
من هنوز بروز نشدم و دارم مطالب تاریخ های قبل رو که اینترنت نداشتم رو می کنم ! خدا قسمت همه ی دوستان بکنه امسال خانمم توفیق پیدا کرد مشرف بشه حج و اونجا نائب الزیاره و نائب الحج ما بود ! یکی دو روز مونده به رفتنش که بدجوری تو هوای اونجا بودم یه مثنوی گفتم که تقدیم می کنم : دلم امشب پر از غوغا و شور است دلم در حسرت یک شب حضور است دلم می لرزد از غم سینه ام چاک افق های نگاهم کنده از خاک عجب حال عجیبی دارم امشب دل زار و غریبی دارم امشب نمی دانم دل اینجا در غلاف است و یا در مکه مشغول طواف است خدایا بسته ی مهر و وفاتم میان مروه دنبال صفاتم من از اینجا تو را احرام بستم و یا شاید خیال خام بستم تو را لبیک می گویم تو پاکی تو از نا پاکیم اندوهناکی تو کوه رحمتی من ریگ مشعر منم مسکین و تو الله اکبر حدیثت رشک قرآن است گویی نگاهت عید قربان است گویی من اینجا رمی نفس خویش کردم دو چشمم را کنون درویش کردم که از من تا منا تنها قیامی است نه جاهی و نه نانی و نه نامی است من اینجا از خودم خود را بریدم اگر چه حج بیتت را ندیدم خدایا حج ما بی رنگ و بوی است که آب غسل آن هم آبروی است خدایا نام ما مسطور فرما مرا حجی چنین مقدور فرما بچه هیئتی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 19:31 توسط بچه ی اف سون |
|
|
بازم سلام
یکشنبه ۲۶ آبان ۸۷ باز دعوت جلسه ی انجمن ادبی در مرکز تحقیقات زبان فارسی ایران و پاکستان بودم . جاتون خالی بود ! عده ی زیادی از ادیبان و ادب دوستان پارسی گوی دور هم جمع شده بودند تا در موضوع فردوسی و شاهنامه بگویند و بشنوند . من هم چون بضاعتی نداشتم به تقدیم یک مثنوی بسنده کردم . جسارت ما را اول حکیم طوس ببخشاید بعد شما : ستایش خدای جهان آفرین و بر این خدای و جهان آفرین ستایش مر او را که بیننده است کران تا کران آفریننده است سپس میستایم مه بهترین پیام آور نیک روی مهین محمد فرستاده ی فر نژاد بنی آدمی روی و یزدان نهاد وزان پس درودی به گردان دین یلان خداوندگار زمین درودی به نام آوران سرکشان فقیهان زاهد به دردی کشان به آن سربداران جویای نام به آن نکته گویان شیرین کلام که شیرینی روی رهن تبی است همه خود نمایی اختر شبی است ولی نغزگویی که شیرین لب است فروزنده ی اختران در شب است اگر نونواری به جامه خوش است مرا کهنه ی شاهنامه خوش است که در آن سخن همچو در سفته است حکیمی که شیرین سخن گفته است اگر تخمه ی سام نیرم نبود اگر پهلوانی چو رستم نبود و گر گیو و گودرز و اسفندیار نبودند بر چیرگی کامیار و یا طوس گردنکش نیک روی نبودی چو رهام استیزه جوی کنون ملک ایران سرای که بود چنین پاک جایی برای که بود کدامین شغال از چنین بیشه ای همی کرد بر خوردن اندیشه ای من ایرانیم زاده ی فر و جاه منم مرد میدان و شیر سپاه منم زاده ی پهلوانان گرد منم پور مردان بی خواب و خورد جهانی همه شور مردانگی بدرم به شمشیر فرزانگی من از بو علی ارث ها برده ام ز دستان رازی دوا خورده ام مرا سهروردی رفیق شب است سنایی مرا پیر شیرین لب است خم مثنوی راز سر مستیم شکاف اتم هسته ی هستیم اگر جد من رستم زابلی است دبیرم حسن زاده ی آملی است من اکنون دل از کینه ها شسته ام میان دل و دشنه بنشسته ام اگر صلح جویند اینک کتاب و گر کین بخواهند از ما شتاب مرا گر بپرسند از ننگ و نام چنین است اندیشه ام یک کلام: " دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود چو ایران مباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد " بچه هیئتی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 20:6 توسط بچه ی اف سون |
|
|
سلام این چن بیت رو شب میلاد امام رضا (ع) گفتم تا حالا رو دستم باد کرده بود !!
کاش میشد امشب بیام تو بارگات امام رضا این دلم گم بشه توی زائرات امام رضا کاش میشد بیام جلو سلام کنم بگی بیا منم از خوشحالی جون بدم به پات امام رضا دوست دارم نذر بکنم یه شب به خواب من بیای ببریم گوشه ی ایوون طلات امام رضا من همش نیگات کنم تو با یه خنده ی قشنگ بم بگی بچه قمی ناز نیگات ! امام رضا به خدا این شده آرزوم که از دست همه سر بذارم به ضریح باصفات امام رضا تو غریب الغربایی و منم اینجا غریب بد جوری تنگ شده این دلم برات امام رضا ۱۹/۸/۸۷ بچه هیئتی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 19:31 توسط بچه ی اف سون |
|
|
سلام دوستان
بالاخره بعد از چند ماه نبودن در اسلام آباد و بعد از اون قطعی اینترنت مجددا خدمت رسیدم . بسیاری از دوستان میدونند که متاسفانه اواخر تیر ماه امسال بطور غیر منتظره ای پدر عزیزم رو از دست دادم و سایه ی مهربان اون از سرم برداشته شد . پدری که بعد از یک عمر تلاش در جهت رفاه حال ما بچه ها در تنهایی و بدون حضور ما با سکته ای نابهنگام دعوت حق را لبیک گفت و به این ترتیب یکی از مادحان ذاکران و نوکران اهلبیت به خاکبوس آنان شتافت . خدایش بیامرزد و در پناه گیرد . عمرم به نوکری آن مه سپاه گذشت کنج ضریح شش جهت پادشاه گذشت شد لحظه لحظه خدمت ارباب توشه ام باقی هر آنچه که کردم به اشتباه گذشت به هر حال وظیفه ی خودم میدونم از همه ی عزیزانی که در مراسم کفن و دفن و همه ی مراسم یادبود آن عزیز حضور یافتند و مشارکت داشتند تشکر کنم . تشکر ویژه ای هم از همه ی بر و بچه های هیئت آل یاسین (ع) دارم که در نبود من برای خانواده ام پسری و سپس برای خودم برادری کردند و نگذاشتند کاری بر زمین بماند . خداوند جزای خیرشان دهاد . برای سنگ مزارش که جایی نداشت فقط یک بیت گفتم : یک عمر نوکری شاه بی کفن کردم تا رخت پادشاهی محشر به تن کردم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم دی 1387ساعت 20:40 توسط بچه ی اف سون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من یه شیمیست آماتورم که عشق ادبیاتم و عشق صد تا چیز دیگه . اونقدرها مومن نیستم ولی بی دینی هم نمی کنم !
به قول اون شاعر ناز کاشی ! : خرده هوشی دارم سر سوزن ذوقی الانم حدود 30ماهه که اومدم اسلام آباد پاکستان و معلوم نیست تا کی اینجا باشم و کی از اینجا بیام !!! به هر حال گفتم این وبلاگ یه بهونه باشه برا دلنوشته هام ، چهار تا مطلب علمی ، دو تا دعوای فلسفی و … |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
اجتماعی علمی دلی همین که هست |
| نوشته های پیشین |
|
انتخوابات ! تسلیت به بهانه ی هفته ی معلم هارپ حالت های پنجم و ششم ماده پلاسما ساختمان لامپ اشعه ایکس چاکریم آبجی ! چگونه آتشفشان بسازیم ؟ دو نرم افزار شیمی |
|
RSS
|