![]() |
![]() |
|
| عالم بی خبری طرفه بهشتی بوده است/حیف و صد حیف که ما دیر خبردار شدیم |
|
بازم سلام
یکشنبه ۲۶ آبان ۸۷ باز دعوت جلسه ی انجمن ادبی در مرکز تحقیقات زبان فارسی ایران و پاکستان بودم . جاتون خالی بود ! عده ی زیادی از ادیبان و ادب دوستان پارسی گوی دور هم جمع شده بودند تا در موضوع فردوسی و شاهنامه بگویند و بشنوند . من هم چون بضاعتی نداشتم به تقدیم یک مثنوی بسنده کردم . جسارت ما را اول حکیم طوس ببخشاید بعد شما : ستایش خدای جهان آفرین و بر این خدای و جهان آفرین ستایش مر او را که بیننده است کران تا کران آفریننده است سپس میستایم مه بهترین پیام آور نیک روی مهین محمد فرستاده ی فر نژاد بنی آدمی روی و یزدان نهاد وزان پس درودی به گردان دین یلان خداوندگار زمین درودی به نام آوران سرکشان فقیهان زاهد به دردی کشان به آن سربداران جویای نام به آن نکته گویان شیرین کلام که شیرینی روی رهن تبی است همه خود نمایی اختر شبی است ولی نغزگویی که شیرین لب است فروزنده ی اختران در شب است اگر نونواری به جامه خوش است مرا کهنه ی شاهنامه خوش است که در آن سخن همچو در سفته است حکیمی که شیرین سخن گفته است اگر تخمه ی سام نیرم نبود اگر پهلوانی چو رستم نبود و گر گیو و گودرز و اسفندیار نبودند بر چیرگی کامیار و یا طوس گردنکش نیک روی نبودی چو رهام استیزه جوی کنون ملک ایران سرای که بود چنین پاک جایی برای که بود کدامین شغال از چنین بیشه ای همی کرد بر خوردن اندیشه ای من ایرانیم زاده ی فر و جاه منم مرد میدان و شیر سپاه منم زاده ی پهلوانان گرد منم پور مردان بی خواب و خورد جهانی همه شور مردانگی بدرم به شمشیر فرزانگی من از بو علی ارث ها برده ام ز دستان رازی دوا خورده ام مرا سهروردی رفیق شب است سنایی مرا پیر شیرین لب است خم مثنوی راز سر مستیم شکاف اتم هسته ی هستیم اگر جد من رستم زابلی است دبیرم حسن زاده ی آملی است من اکنون دل از کینه ها شسته ام میان دل و دشنه بنشسته ام اگر صلح جویند اینک کتاب و گر کین بخواهند از ما شتاب مرا گر بپرسند از ننگ و نام چنین است اندیشه ام یک کلام: " دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود چو ایران مباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد " بچه هیئتی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 20:6 توسط بچه ی اف سون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من یه شیمیست آماتورم که عشق ادبیاتم و عشق صد تا چیز دیگه . اونقدرها مومن نیستم ولی بی دینی هم نمی کنم !
به قول اون شاعر ناز کاشی ! : خرده هوشی دارم سر سوزن ذوقی الانم حدود 30ماهه که اومدم اسلام آباد پاکستان و معلوم نیست تا کی اینجا باشم و کی از اینجا بیام !!! به هر حال گفتم این وبلاگ یه بهونه باشه برا دلنوشته هام ، چهار تا مطلب علمی ، دو تا دعوای فلسفی و … |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
اجتماعی علمی دلی همین که هست |
| نوشته های پیشین |
|
انتخوابات ! تسلیت به بهانه ی هفته ی معلم هارپ حالت های پنجم و ششم ماده پلاسما ساختمان لامپ اشعه ایکس چاکریم آبجی ! چگونه آتشفشان بسازیم ؟ دو نرم افزار شیمی |
|
RSS
|