عالم بی خبری طرفه بهشتی بوده است/حیف و صد حیف که ما دیر خبردار شدیم
سلام . به مصداق حدیث معروف نبوی : اطلبوا العلم ولو بالصین اینو داشته باشین :

این مطلب، نوشته‎ای کوتاه و در عین حال جذاب است که دالایی لاما برای سال 2008 تنظیم کرده است.
 خواندن و اندیشیدن در این مطلب بیش‎تر از یکی دو دقیقه وقت نمی‎گیرد. 

1-    به خاطر داشته باش که عشقهای سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاجاند.

2-    وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.

3-    این سه میم را از همواره دنبال کن:
* محبت و احترام به خود را
* محبت به همگان را
* مسؤولیت
پذیری در برابر کارهایی که کردهای.

4-    به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه میجویی، گاه اقبالی بزرگ است.

5-    اگر میخواهی قواعد بازی را عوض کنی، نخست قواعد را فرابگیر.

6-    به خاطر یک مشاجره‎ی کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده.

7-    وقتی دانستی که خطایی مرتکب شدهای، گامهایی را پیاپی برای جبران آن خطا بردار.

8-    بخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران.

9-    چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا، اما ارزشهای خود را بهسادگی در برابر آنها فرومگذار.

10-     به خاطر داشته باش که گاه سکوت بهترین پاسخ است.

11-     شرافتمندانه بزی؛ تا هرگاه بیشتر عمر کردی، با یادآوری زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی.

12-     زیرساخت زندگی شما، وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است.

13-     در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا میکنی و از او گله داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایههای قدیم نگیر.

14-     دانش خود را با دیگران در میان بگذار. این تنها راه جاودانگی است.

15-     با دنیا و زندگیِ زمینی بر سر مهر باش.

16-     سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفتهای.

17-     بدان که بهترین ارتباط، آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما به هم سبقت گیرد.

18-     وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست دادهای که چنین موفقیتی را به دست آوردهای.

19-     در عشق و آشپزی، جسورانه دل را به دریا بزن.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۰ساعت 13:18  توسط بچه ی اف سون | 
سلام مجدد

باز امروز میخوام مطلب جالبی که یکی از دوستای عزیزم آقا روح الله بهشتی برام فرستاده رو براتون پست کنم فکر می کنم خوشتون بیاد :

*چطور یک الگوی فرهنگی شکل می گیرد؟  *


یک گروه از دانشمندان پنج میمون را در قفسی گذاشتند و در وسط قفس یک نردبان
که بالای آن مقداری موز گذاشته شده بود قرار دادند.
هربار که میمونی از نردبان بالا رفت، دانشمندان میمون های دیگر را با دوش آب
سرد خیس کردند.
پس از مدتی، هر میمون که از نردبان بالا رفت میمون های دیگر میمونی را که از
نردبان بالا رفته بود را کتک زدند.
پس از مدتی، هیچ میمونی دیگر جرات اینکه از نردبان بالا رود را نداشت، گرچه
وسوسه او بسیار عمیق بود.
دانشمندان تصمیم میگیرند یکی از میمون ها را با میمون جدیدی عوض کنند. میمون
تازه اولین کاری که می کند برای بدست آوردن موز از نردبان بالا می رود. ولی
میمون ها دیگر او را محکم کتک می زنند.
پس از چند بار کتک خوردن، میمون تازه وارد فرا می گیرد که نبایستی از نردبام
بالا برود، اما هرگز نمیداند چرا.
میمون دوم جایگزین می شود و همان وضع ادامه می یابد. میمون اول هم در کتک
زدن میمون دوم همکاری می کند. میمون سوم جایگزین می شود و همان وضع کتک زدن
ادامه میابد. میمون چهارم جایگزین می شود و همچنان کتک زدن هر میمونی که از
نردبان بالا می رود ادامه دارد.
میمون پنجم هم جایگزین می شود و کتک زدن و کتک خوردن همچنان ادامی میابد.
حالا آنچه مانده میمون های جدیدی هستند که حتا هیچکدامشان دوش آب سرد را
هرگز تجربه نکرده اند، ولی همچنان هر میمونی که از نردبان بالا می رود را کتک
می زنند.
اگر ممکن بود از میمون ها پرسش شود چرا آنانی را که از نردبان بالا میروند
را کتک می زنند، مطمئن باشید جواب می توانست این باشد...
**”من نمیدانم – این روش کاری است که در اینجا مرسوم است“**

**آیا این بنظر شما مانوس و خودمانی نیست؟؟**

 
« آلبرت انیشتن: فقط دو چیز بیکران است: کهکشان و حماقت انسان، البته درمورد
اولی مطمئن نیستم !»
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۰ساعت 19:55  توسط بچه ی اف سون | 

حیف از با تو بودنی اندک

داد از بی تو بودنی سنگین

وای از سفره ی وصال تهی

داد از خوان دوریت رنگین

ای دریغ از عبور ثانیه ها

در تمنای بی اثر ننگین

خالی لحظه ها پر از افسوس

شادی عمر ما بسی غمگین

در سکوت دلم گه رفتن

گامهایت چقدر آهنگین

با تو هر رفتنی غمی دارد

هر غمی هم که عالمی دارد

                                                                                                 بچه هیئتی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ساعت 15:42  توسط بچه ی اف سون | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من یه شیمیست آماتورم که عشق ادبیاتم و عشق صد تا چیز دیگه . اونقدرها مومن نیستم ولی بی دینی هم نمی کنم !

به قول اون شاعر ناز کاشی ! :
خرده هوشی دارم  
سر سوزن ذوقی

سال 85 تا 88 هم اسلام آباد پاکستان بودم و ...

به هر حال گفتم این وبلاگ یه بهونه باشه برا دلنوشته هام ، چهار تا مطلب علمی ، دو تا دعوای فلسفی و …


نوشته های پیشین
آذر ۱۳۹۵
آبان ۱۳۹۵
مرداد ۱۳۹۵
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آرشيو
آرشیو موضوعی
اجتماعی
علمی
دلی
همین که هست
پیوندها
وبلاگ علی اکبر رائفی پور
نوشته های پیشین
می سوزم
به خدا ساده نبود
بر باد
عور ماندیم که تا جامه ز دشمن گیریم
ما هم زبان درآوردیم
یک نکته
سلام بر حسین
حق دلها
آیا مرگ پادشاه عربستان نشانه ی ظهور است ؟
به بهانه ی هتک حرمت ساحت مقدس امام هادی (ع)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان