![]() |
![]() |
|
| عالم بی خبری طرفه بهشتی بوده است/حیف و صد حیف که ما دیر خبردار شدیم |
|
صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین
باد زد موی پریشان تو را ریخت به هم زخم پیدا شد و حال دو سرا ریخت به هم لشگری از اُسرا پشت سرت صف بسته نظم این لشگر اگرچه همه جا ریخت به هم صوت قرآن تو در هلهلهها اوج گرفت بعد از آن شهر به دنبال صدا ریخت به هم گرچه از هر طرفی بر تو یورش میآورد پیش لبخند تو اعصاب بلا ریخت به هم سنگ بر ساحت پیشانی تو چنگ انداخت نقش در آینهی آینهها ریخت به هم اکثرن پیش اقلیّت تو در اقلاند راه حل تو حساب همه را ریخت به هم زنی از قافلهات خطبهی زیبایی خواند کاخ اوضاع تمام اُمرا ریخت به هم □ قطعهایی از سر تو ساخته بودند به نی قافیه خون شد و فکر شعرا ریخت به هم■ اثر شاعر جوان امیر اکبرزاده |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۱ساعت 11:19 توسط بچه ی اف سون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من یه شیمیست آماتورم که عشق ادبیاتم و عشق صد تا چیز دیگه . اونقدرها مومن نیستم ولی بی دینی هم نمی کنم !
به قول اون شاعر ناز کاشی ! : خرده هوشی دارم سر سوزن ذوقی سال 85 تا 88 هم اسلام آباد پاکستان بودم و ... به هر حال گفتم این وبلاگ یه بهونه باشه برا دلنوشته هام ، چهار تا مطلب علمی ، دو تا دعوای فلسفی و … |
| آرشیو موضوعی |
|
اجتماعی علمی دلی همین که هست |
| پیوندها |
|
وبلاگ علی اکبر رائفی پور |
|
RSS
|