![]() |
![]() |
|
| عالم بی خبری طرفه بهشتی بوده است/حیف و صد حیف که ما دیر خبردار شدیم |
|
دلتنگ تر از من به خدا رهگذری نیست شوریده تر از سینه ی من خون جگری نیست چون روی دلارای تو صبح ظفری هست چون طالع من ظلمت شام خطری نیست افسوس که مهرت ز حیا مهر لبم بست ور نه به غم افشانی من نوحه گری نیست تا چشم خمار و لب مخمور تو این است جز بر در میخانه مرا رهگذری نیست چون نرگس تو فتنه بسی هست در این باغ چون ناله ی ما نغمه ی مرغ سحری نیست افسانه سرم کردی و کس نیست در این شهر کز خواهش جانسوز تو افسانه سری نیست غیر خط مژگان تو و خال سیاهت قرآن مرا نقطه و زیر و زبری نیست من شاهد افتادن صد شاخه امیدم لیک از دل افسرده ام افتاده تری نیست من خاکسپار گل صد کوزه ی دردم ای وای در این شهر چرا کوزه گری نیست ؟ بچه هیئتی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم دی ۱۳۸۸ساعت 22:21 توسط بچه ی اف سون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من یه شیمیست آماتورم که عشق ادبیاتم و عشق صد تا چیز دیگه . اونقدرها مومن نیستم ولی بی دینی هم نمی کنم !
به قول اون شاعر ناز کاشی ! : خرده هوشی دارم سر سوزن ذوقی سال 85 تا 88 هم اسلام آباد پاکستان بودم و ... به هر حال گفتم این وبلاگ یه بهونه باشه برا دلنوشته هام ، چهار تا مطلب علمی ، دو تا دعوای فلسفی و … |
| آرشیو موضوعی |
|
اجتماعی علمی دلی همین که هست |
| پیوندها |
|
وبلاگ علی اکبر رائفی پور |
|
RSS
|