عالم بی خبری طرفه بهشتی بوده است/حیف و صد حیف که ما دیر خبردار شدیم

کاش می شد دست در زلف پریشانت کنم

کاش می شد با نگاه خیره حیرانت کنم

کاش می شد یک نفس بر آسمان سینه ات

چون شهابی بگذرم ستار بارانت کنم

کاش ویران سازم این شهر شقایق سوز را

چون دلم آواره ی کوه و بیابانت کنم

کاش می شد بشکنم سد سکوتت را که باز

در نوای عاشقی چون سینه سرخانت کنم

کاش می دیدم سر زلفت به تاراج نسیم

تا تمام عندلیبان را غزلخوانت کنم

کاش می شد با نگاهی در دلت جاری شوم

رخنه قدر سوزنی در دین و ایمانت کنم

کاش می بستی زبانم را به جادوی لبت

تا مبادا خون خود را در گریبانت کنم

                                                                                                     بچه هیئتی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم دی ۱۳۸۸ساعت 21:0  توسط بچه ی اف سون | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من یه شیمیست آماتورم که عشق ادبیاتم و عشق صد تا چیز دیگه . اونقدرها مومن نیستم ولی بی دینی هم نمی کنم !

به قول اون شاعر ناز کاشی ! :
خرده هوشی دارم  
سر سوزن ذوقی

سال 85 تا 88 هم اسلام آباد پاکستان بودم و ...

به هر حال گفتم این وبلاگ یه بهونه باشه برا دلنوشته هام ، چهار تا مطلب علمی ، دو تا دعوای فلسفی و …


نوشته های پیشین
آذر ۱۳۹۵
آبان ۱۳۹۵
مرداد ۱۳۹۵
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آرشيو
آرشیو موضوعی
اجتماعی
علمی
دلی
همین که هست
پیوندها
وبلاگ علی اکبر رائفی پور
نوشته های پیشین
می سوزم
به خدا ساده نبود
بر باد
عور ماندیم که تا جامه ز دشمن گیریم
ما هم زبان درآوردیم
یک نکته
سلام بر حسین
حق دلها
آیا مرگ پادشاه عربستان نشانه ی ظهور است ؟
به بهانه ی هتک حرمت ساحت مقدس امام هادی (ع)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان